بديع الزمان فروزانفر
415
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
صوفيان مىگويند ايمان اعتراف به زبان و اخلاص قلبى است و بعضى آن را عبارت از قبول دعوت باطنى و بيعت ولوى و حالت بعد از توبه دانستهاند كه مريد در آن حالت مستعد و پذيراى احكام قلبى مىگردد . بنا بر اين مقدمات سخن مولانا را مىتوان به دو صورت توجيه كرد : يكى آن كه مقصود از تازه كردن ايمان تصديق و اخلاص قلبى است و در اين صورت رد است برگفتهى كراميان كه ايمان را فقط اقرار به زبان شمردهاند . دوم آن كه مقصود قبول دعوت باطنى و آماده شدن براى حصول احكام قلبى باشد زيرا تا وقتى كه انسان دعوت باطنى را نپذيرد و دست در دست پير ننهد بايمان حقيقى نمىرسد و او به صورت مومن است و اين معنى با تعبير مولانا « تازه كن ايمان » مناسب تر و نزديك تر است . و چون قبول دعوت باطن كه مرحلهى نخستين و منزل اولين آن ، توبه و پشيمانى از گذشته است با رياضت و مجاهدت با هواى نفس ، هميشه همراه است و از دگر سوى ايمان حقيقى مستلزم اطاعت فرمان خدا و پيغمبر و پير است پس بالطبع كسى كه مطيع هواى نفس و آرزوهاى شهوانى باشد بصفت ايمان حقيقى متصف نمىشود و تا هواى نفسانى تازه و نيرومند باشد تعظيم و محبت در دل قرار نمىگيرد و ايمان به تمام نيرو و قدرت بر دل حكومت نمىكند و بدين جهت مولانا تبعيت هوى و آرزوى نفسانى را با ايمان منافى مىشمارد . براى اطلاع از معنى ايمان ، جع : تفسير ابو الفتوح ، طبع طهران ، ج 1 ، ص 40 ، مجمع البيان ، چاپ طهران ، ج 1 ، ص 16 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 1 ، ص 248 - 246 ، مجموع فتاوى شيخ الاسلام احمد بن تيميه ، طبع رياض ، ج 10 ، ص 274 - 268 ، شرح مواقف ، طبع آستانه ، ج 3 ، ص 246 ، شرح تجريد قوشجى در حاشيهى آن كتاب ، ج 3 ، ص 348 ، بيان السعادة ، چاپ ايران ، ج 1 ، ص - 28 ، كشاف اصطلاحات الفنون ، در ذيل : ايمان .